تو اشتباهن نام دیگری داشتی
من اما نامت را باران گذاشتم
هر وقت که آمدی
چترم را برداشتی
باز کردی
همراه باد بارها به آسمان رفتی
سالها بعد
کنار جاده فرود آمدی
آسمان هوای تو را داشت
آن اتوبوس اما نه
باد کار خودش را کرد
شیشه ی خیس اتوبوس
برایت دست تکان می داد