برایت پرنده ای می نویسم
به نام کوچک خودم
که آشیانش آغوش مهربان توست
من نگران آن پنجره ام که ساعت پرنده باز میشود
آب می شود
دانه می شود
درست ساعت پرنده
آن وقت که من پرنده ای برایت می نویسم
و روبروی پنجره ات
آب و دانه میچینم