بزرگراه شعر و داستان
این یک بزرگراه کوچک است که من (محمد حسین ابراهیمی)  به تنهایی  در آن را نندگی میکنم
شهریور 1387
ش ی د س چ پ ج
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30 31          
آرشیو
موضوع بندی

افسونگری Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
یکشنبه 4 آذر ماه سال 1386
امتداد  جاده به بزرگراه رسید!!!

 

امتداد  جاده به بزرگراه رسید!!!

وبلاگ امتداد:

http://emtedad.blogsky.com

 

وبلاگ شخصی یکی از دوستانم  ( حسین برومند )

حسین را همه ی دوستان نزدیکم می شناسند

شاعر بدی نیست !!!

رفیق بدیه اما !!!

امان از رفیق ناباب 

 

اما چد وبلاگ دیگر از دوستان استان کرمان:

 

و بلاگ  خانم بهزادی به نام نیمکت:

www.nimkata.blogfa.com

وبلاگ خانم تقی زاده با نام شاپرک:

www.shaparak12.blogfa.com

و وبلاگ خانم شهامت که محفل خیال نام دارد:

www.mahfele-khial.blogsky.com

 

 

 

  


پنجشنبه 10 آبان ماه سال 1386
ناگهان درست مثل آینه

حرف های ما هنوز نا تمام
                                تا نگاه می کنی
                                                     وقت رفتن است

 

نمیخواستم خبر را دوباره نویسی کنم

شما از من نشنیده بگیرید:

درد های من
گرچه مثل درد های مردم زمانه نیست
درد مردم زمانه است.
مردمی که چین پوستین شان
مردمی که رنگ روی آستین شان
مردمی که نام هایشان
جلد کهنه شناسنامه هایشان
درد می کند.
من ولی تمام استخوان بودنم،
لحظه های ساده ی سرودنم
درد می کند...

"قیصر امین پور"

 

به همه دوستان تسلیت میگم

به حمیدرضا شکارسری - جواد سلطانی - حبیب محمدزاده - صابر کاکایی - محسن رزوان - میلاد شکرابی - اصغر معاذی - مسعود جعفری - صابر موسوی - محمود حبیبی کسبی و....



چهارشنبه 20 اردیبهشت ماه سال 1385
از این زمانه نامرد...

با سلام به همه دوستان عزیز بعد از هک شدن وبلاگ من در بلاگفا ....

چند خطی برای کسانی که در این جریان به قول خودشان به دنبال انتقام جویی بودند

سلام به همه ی شما تبریک می گم به همه ی کسانی که حظور کوتاه مدت مرا در بلاگ فا تحمل نکردید خوشبحال شما..... اما درباره ی انتقام تا جایی که به یاد دارم کاری نکردم که کسی بخواهد از من انتقام بگیرد تنها به یاد دارم با من جه کارهایی کردید به یاد دارم که به خاطر محبت های شما دوستان مدتهاست به شهر خودم برنگشتم و هیچ گاه در مجامع عمومی ظاهر نشدم خوب به یاد دارم بهترین دوستانم دو سال پیش چگونه مرا زیر پایشان له کردند... دوستان عزیز من اینجا هم انگار مزاحم آرامش شما هستم ... انگار یک صفحه کوچک که تنها پناهی برای گریه های گاه وبی گاهم بود نیز مزاحم شماست ... من می روم وگورم را از اینجا هم گم می کنم من می روم که شما راحت باشید وبا گم شدن دوباره ی من نفس راحت تری بکشید خوشا به سعادتتان

یا علی...


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 24704


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها
محمد حسین ابراهیمی/ متولد تابستان ۶۳/ شاعر نویسنده منتقد/  آثار در دست انتشار:
۱- ترانه های فرزدق/ شعر
۲- غزلی برای خدای ناصره/ شعر
۳- از پشت نگاتیو/ داستان
شناسنامه کامل من...