بزرگراه شعر و داستان
این یک بزرگراه کوچک است که من (محمد حسین ابراهیمی)  به تنهایی  در آن را نندگی میکنم
شهریور 1387
ش ی د س چ پ ج
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30 31          
آرشیو
موضوع بندی
دوشنبه 18 دی ماه سال 1385
عریضه

یادم می آید من هم از عریضه نویس ها بودم داستان سیب در سایت لوح یادش هست راستش را بخواهید عریضه را برای کس دیگری نوشتم اما به دست رضا امیرخانی رسید... بعد رضا خان لطف کردو عریضه را به همراه داستانش در سایت لوح هک کرد... بعدن بعضی از دوستان داستان نویس هم همین گونه نوشتند... داستان و شعر و عریضه... ( خداکند داستان و شعرش نسبت به عریضه بیشتر باشد)

عریضه:

 

نقشه بردار این همه کاغذ لوله نکرده که موشک درست کند

گاهی از راه می شنودو

خطی میکشد

 

بیرون نقشه های معمولی

کوچه جستجوی تو را ادامه می دهد...

شهر اما چقدر پلاک و زنگ اشتباه دارد

خیابان همه اش یک طرفه می رود به شکایت    خانه

در عیضه نوشته است:

چقدر تابلو راهنما دارد

که هر سمت را بر حسب احتمالن می دود

...

میدان که اصلن شاعر نیست

از قید زمان هم سر در نمی آورد

اما تا کی باید گیج بزند...

 

نقشه بردار عریضه نمی نویسد

فقط  شکایت های گمشدن تو را تنظیم کرده

خیابانی که شلوغ بود دل پری داشت

میدان ... کوچه...

به رسمی جدید خط روی نقشه می کشید

نقشه بردار عرضه نویس نبود


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 24712


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها
محمد حسین ابراهیمی/ متولد تابستان ۶۳/ شاعر نویسنده منتقد/  آثار در دست انتشار:
۱- ترانه های فرزدق/ شعر
۲- غزلی برای خدای ناصره/ شعر
۳- از پشت نگاتیو/ داستان
شناسنامه کامل من...