بزرگراه شعر و داستان
این یک بزرگراه کوچک است که من (محمد حسین ابراهیمی)  به تنهایی  در آن را نندگی میکنم
مهر 1387
ش ی د س چ پ ج
    1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29 30      
آرشیو
موضوع بندی

جودی ابوت Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
جمعه 7 مهر ماه سال 1385
غزلی از یوسف برای خدای ناصره

 

سلام شاید دیر کردم .... اما بعد از جشن شبهای شهریور حق بدهید که فکرم مشغول باشد... باید فکری برای تخصیص جایزه به مشکلات روزمره میکردم... اما حالا می توانم باخیال راحت برای شما بنویسم ( شاید هم برای خودم )

 

غزلی از یوسف برای خدای ناصره

 

یوسف نبوده ام که خریداری ام کنید

زندان شوید و بعد نگهداری ام کنید

در جشنها و قصر عزیزان چه کرده ام؟!

باید دچار بی کسی و خواری ام کنید!

تعبیر خواب مسئله کهنه ای شده است

حالا جواب عالم بیداری ام کنید

دریا شدن چه فایده دارد درون چاه

خوب است اگر به خون خودم جاری ام کنید!

خون دروغ پیرهنم را سیاه کرد

اینبار صادقانه عزاداری ام کنید

من به برادرانم امیدی نداشتم

ای گرگها .......... مگر که شما یاری ام کنید!!!

 


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 26881


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها
محمد حسین ابراهیمی/ متولد تابستان ۶۳/ شاعر نویسنده منتقد/  
اثر منتشر شده:
قافیه های معطر/ شعر / نشر عروج
آثار در دست انتشار:
۱- ترانه های فرزدق/ شعر
۲- غزلی برای خدای ناصره/ شعر
۳- از پشت نگاتیو/ داستان
شناسنامه کامل من...