بزرگراه شعر و داستان
این یک بزرگراه کوچک است که من (محمد حسین ابراهیمی)  به تنهایی  در آن را نندگی میکنم
شهریور 1387
ش ی د س چ پ ج
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30 31          
آرشیو
موضوع بندی

مخصوص زوجهای جوان Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
چهارشنبه 18 مرداد ماه سال 1385
پل شکسته

 

با فروتنی واحترام به محمد حسین پور معصومی

شهر بودو

میم نداشت صفحات خاکی اش

شبها پشت پنجره آه میگذاشتیم که بتابد

شهر بودو

یکی که نوشته بود از آنسوی پل

یک کتاب که هیچ فصلی نمیخورد

اما از (مرد) ؛ تنها (رد) ی به جا مانده بود

قهرمانان در اوراق زرد

کوچه به کوچه خوراک موش شدند

چقدر مسافر رفت و برنگشت

اما میم از سرانگشتت افتاد روی مه پنجره

ماه چشم باز کرد

روی زمین ریخت پاییز

و تمام شهر در خطوط نانوشته سُر خورد

به سمت پلی که باید میشکست

پایین پل نوشته بود

امضا : میم نقطه پاییز


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 24719


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها
محمد حسین ابراهیمی/ متولد تابستان ۶۳/ شاعر نویسنده منتقد/  آثار در دست انتشار:
۱- ترانه های فرزدق/ شعر
۲- غزلی برای خدای ناصره/ شعر
۳- از پشت نگاتیو/ داستان
شناسنامه کامل من...